|
مقالات
|
دوم يا سوم مهر 88 بود . آمده بوديم برای کمک به مراسم استقبال از دانشجويان جديد الورود و ديدن رفقای قديم و عوض کردن حال و هوا .اما چی فکر می کرديم و چی شد. تنی چند از رفقا که ازقضا در انتخابات به شخص ديگری رای داده بودند تا ما رو دیدند راهشون رو کج کردند و انگار نه انگار که یه رفاقتی تقريبا 10 ساله باهم داشتیم.آخه میدونید چیه، ما چند نفر هستیم که از دوران راهنمایی با هم هستیم
و توهمین دانشگاه ولی تو رشته های مختلف قبول شديم. ای یه 10 سالی، نون و نمک همدیگه رو خورده بوديم و همديگه رو مثل داداش همديگه میدونستیم . از اسرار مگوی همدیگه ،سوتی های وحشتناک همديگه ،خوشی و ناخوشی ها ،علايق و دلبستگی ها ی همديگه ،مشکلات و بدبختی خای همديگه اوضاع مالی و دخل و خرج همديگه کاملا مطلع بوديم و به قول قديمی ها با هم ندار ندار. راستش از این حرکت اون ها خيلی دلگير شدم و رفتم واسه يه رفيق ديگه تعريف کردم اما باز صد رحمت به اون چند تا رفيق قديمی . باورتون نميشه بهم گفت همون بهتر ،از طرفدارهای .... بيش از اين انتظار نمی ره ،از انتخابشون معلومه چه آدم های .... هستند. یه پلاکارد تو دستم بود آنقدر از دست این رفيق با اصلاح همفکر سياسی خودم عصبی شده بودم که کم مونده بود پلاکاردرو بکنم تو حلقش . دمق و گرفته رفتم خوابگاه داخل و با خودم یه کمی فکر کردم و چند تا سوال اساسی برام پيش اومد.. واقعا من و توی دانشجو چه قدر تو انتخابات تاثير داشتيم . روی چند نفر ، چند تا خانواده؟ چند تا رفيق. یکم واقعا به اين سوال فکر کن .نمی خوام منکر جايگاه ويژه توی دانشجو بشم. نمی خوام بگم تاثير گذاری دانشجوها کم بود ،اصلا راستش رو بخواین دانشجو تو اين مملکت يه الگوی رای خوب برای همه است. حرفش ،ديدگاهش، نماينده قشر روشنفکر و علمی مملکت است. اما با تمام اين تفاسير دايره تاثير چند تا دانشجو که قبل از انتخابات با هم رفيق بودند و بعدش قهر می کنند تو رای مردم واقعا چه قدر بود . قهر چند تا رفيق به خاطر سياستی که خوب هم ازش سر در نمی یاریم چه دردی از درد جامعه باز می کنه. جز اينه که کينه ها رو بيشتر می کنه. و مسائل رو پيچيده تر می کنه. بيا يکم فکر کنيم قهر من و تو بد حرف زدن من و تو با هم قطع روابط بين من و تو کجای اين ماجراست. از طرفی من و توی دانشجو با چه ميزان آشنايي از علوم سياست وارد کارزار انتخاباتی شديم ،طرفداری هامون چه قدر از روی علم بود و شايستگی کانديداهای مورد نظرمون چه قدر برامون مهم بود. آيا واقعا اسير رنگ بازی ها نشديم. اسير احساسات نشديم. حتما از من بهتر می دونی که انتخابات اين دفعه با حضور 85 درصدی مردم و مشارکت 40 ميليون نفر انسان عاشق آينده مملکت برگزار شد. که البته اتفاقات تلخی هم به سرگردگی بعضی از نخبگان مردود شده رخ داد .خدا رو شکر به برکت وجود آقا امام زمان (عج) اين جريان فتنه خاموش شد و اعترافات متهمين هم همه چيز را روشن کرد و آرامش برقرار شد ،ولی آیا وظيفه من و توی دانشجو سفت وایستادن روی مواضع قبلی و احساسی خودمونه. من و تو دانشجوييم و سرکلاس های درس متوجه شديم که نظريات بزرگترين دانشمندها هم با گذر زمان دچار تغيير می شن يا اصلا نابود می شن،من حرفم اينه که من و توی دانشجو قبل از انتخابات يه وظيفه داشتيم و بعد از انتخابات يه وظيفه ی ديگه داريم. اتفاقا اين دوميه خيلی هم مهم تره . ،من و توی دانشجو اگر هم وارد کارزار سياست شديم وظيفمون رصد خوب حوادث بعد از انتخابات بود ما بايد حرکات و رفتارهای زننده سياسی تنی چند تن از اين کانديداهای بازنده رو خوب تحليل می کرديم. انگ ها و تهمت های زيادی رو به نظام زدند همين کانديداهای به اصطلاح روشنفکر. از همه مهم تر اصلی ترين مسئله و شعار اين انتخابات، يادت که نرفته قانون گرايي رو می گم . آيا همه کانديداها تو بحث قانون گرايي و تمکين از قانون اساسی خوب عمل کردند يا بعضی ها وقت شعار خوب دم از قانون گراييي رو زدند . يه اصطلاحی هست به نام قهر سياسی. این معنيش اینه که تو با هر طرز فکر و ديدگاهی که داشتی به عنوان يه جوان تاثير گذار قبل از انتخابات مثل يک انسان با غيرت و آزاده دم از کانديدای مورد علاقت زدی و وارد بحث های داغ سياسی شدی و ای بنا به اقتضای اون زمان یه کدورت هايي هم بینتون رخ داد ،اما همین دانشجو بايد قهر سياسی رو ياد بگيره و همه چيز رو فراموش کنه و برگرده به مسير اصلی زندگی . من وتو د انشجوی اين وطنيم قراره مملکت رو با هم بسازيم . هميشه اختلاف سليقه هست. هميشه بحث هست،هميشه سياست هست ،ای، اگه حضرت عزرائیل اجازه بدن فکر کنم یه 15 ،16 تا انتخابات ديگه رو هم ببينيم ولی اين یاد باشه ممکنه يه رفيق خوب هميشه و همه جا دردسترس نباشه پس یکم بيش تر ،بهتر و دانشجويي تر فکر کن. |