Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 
و قاف حرف آخر عشق است آنجا كه نام كوچك من آغاز مي شود! پي دي اف چاپ پست الكترونيكي
مقالات
دو سال است که هنوزم که هنوزم است وقتی شعری از او را زمزمه می کنی در بهت نبودش غرق می شوی و نمی خواهی باور کنی که گوشه ای آرام در روستای زادگاهش به خواب طولانی رفته است. دو سال است که جای او خیلی در دانشگاه تهران و بین دانشجویان ادبیاتش خالی است.دو سالی است در دیدار شعرا با رهبری اسم او را صدا می زنند برایش فاتحه می خوانند از او یادی می کنند اما از او شعری بلند نمی شود.
دو سال است جای او در سمینارهای مختلف ادبی‚ میز گردهای علمی  بد جوری خالی است.من دلم واقعا برای دیدنش‚ شنیدن شعرش ودست نوشته هایش تنگ شده است آخر فرقی نمی کرد چند سال  است که می شناسی اش یا می شناسدت.طوری نگاهت می کرد که انگار بار اول است که می بیندت.مهم نبود برایش شعر میخوانی یا درس جواب می دهی ،سر کلاس نشسته ای یا با مانتو شلوار مدرسه پله های سروش را یکی در میان بالا رفته ای تا نامه ات را بدستش بدهی،همینطور به تو زول می زد تا شعرت را براش بخوانی بعد از آن که تمام می شد انگار نه انگار که او قیصر است ،بی هیچ تکلفی خودکارش را در  می آورد و شعرت را تصحیح می کرد. هر چند در طالع هیچ اردیبهشت ای ننوشته اند که قرار است شاعر از آب در بیاید اما داستان قیصر امین پور فرق می کند او از همان ابتدا می دانست که قرار است شاعر شود. به خاطر همین وقتی سال 57 دانشجوی دامپزشکی تهران شد بعد از چند وقت آن را به امان خدا رها کرد.او سر رشته ی علوم اجتماعی را هم همین بلا را آورد سال 63 به دانشکده ادبیات تهران برگشت او از همان سال های اول دانشگاه جذب حوزه ی هنری شد و کم کم پایش به دنیای شاعری باز شد.او در کنار سید حسن حسینی ،سلمان هراتی،حسام الدین سراج از بنیان گذاران جوان حوزه ی هنری بود.2 سال بعد شعر جوان را راه انداخت ،هم زمان سروش نوجوان  را هم چاپ می کرد .او برای ما آدم مهمی بود چراکه به تنهایی بخش عظیمی از نوستالژی دوران کودکی،نوجوانی و جوانی ما را به دوش کشید.سال 63 دو کتاب تنفس صبح و در کوچه ی آفتاب را چاپ کرد تا قریحه ی ذاتی اش را به رخ همگان بکشد.
اما، نوجوانان او را در سال 68 با مجموعه ی مثل چشمه مثل رود شناختند همان سالی که او همراه با رفیق همیشگی اش سید حسن حسینی جایزه ی نیما یوشیج را گرفتند.
سال های 70و72و78و80 از قیصر کتاب معروف گل های آفتابگردان و...چاب شد و آخرین اثر او که همان دستور زبان عشق است در سال 85 به چاب رسید
مرگ او غم بزرگی است برای اهالی شعر و فرهنگ چراکه در شرایطی که تنها 46 سال سن داشت به واسطه سکته قلبی جان باخت.باید در مراسم تدفینش می بودی،برای وزیر هم چنین استقبالی نشده بود.رهبری پیام تسلیت دادند.رئیس جمهور و وزیر فرهنگ هم همین طور .در مراسمش تمام شعرا و دوستانش با چشمان اشک آلود و آهی سنگین در سینه او را بدرقه کردند.
او قیصری بود که دیگر تکرار نمی شود .شعر زير را بخوان و او را با ذکر فاتحه ايي در دل ياد کن. روحش شاد.
اين حنجره اين باغ صدا را نفروشيد                                اين پنجره ،اين اين خاطره ها را  نفروشيد
در شهر شما باری اگر عشق فروشی است                   هم غيرت آبادی ما را نفروشيد
تنها به خدا ذلخوشی ما به دل ماست                          صندوقچه ی راز خدا را نفروشيد
سرمايه دل نيست بخ جز اشک و به جز آه                     پس دست کم اين آب و هوا را نفروشيد
دردست خدا آينه ايي جز دل ما نيست                          آينه شماييد ،شما را نفروشيد
درپيله ی پروانه به جر کرم نلولد                                  پروانه ی پرواز رها را نفروشيد
دور از نظرماست اگر منزل اين راه                                اين منظره ی دورنما را نفروشيد
 
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS